سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
خدایا... - جوجولی






جوجولی





خدایا وقتی با تو حرف میزنم دلم میخواهد خورشید در آسمان چهارم به خواب برود.


 عطر خوش تو که در اتاقم می پیچد ، پرده ها به رقص در می آیند ،


سقف اتاقم پر از ستاره می شود و ماه آنقدر پایین می آید که می


توانم لمسش کنم .


خدایا فقط تو می توانی بی آنکه در را باز کنی وارد قلبم شوی و نام


مقدس عشق را روی تک تک سلولهایم بنویسی . فقط تو می توانی


بی آنکه دست در گردن کلمه ها بیندازی رگهایم را پر از شعر کنی ...


خدایا فرشته ها با چه زبانی با تو حرف می زنند ؟ وقتی نسیم به


نزدیکی تو میرسد چه احساسی دارد؟ اولین جمله ای که آدم به تو


گفت چه بود؟ آخرین گناه آدم چه خواهد بود؟؟


( نوشته : محمدرضا مهدیزاده




نوشته شده در دوشنبه 28/6/90ساعت 8:41 عصر توسط مونیکا نظرات ( ) |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


فروشگاه اینترنتی ایران آرنا